تبليغاتX
سلول 68
سلول 68
پچ پچه های زندانی سلول 68
سلول 68
ايميل


اینجا سلول منه
من نه شاعرم نه نویسنده
از هر شعر و قطعه ادبی هم که خوشم اومد تو وبم می ذارم
یه خورده خوشنویسی بلدم یه خورده هم کارای هنری ه دیگه
که گاهی وقتا برا دوستای گلم می ذارم تا نقدش کنند
آرشیو پستام
هم بندام
امروز
دکتربانو
گیله طنز
ریاضیدان
نازدونه ها
نیما رهایی
ورود ممنوع
پروای گیلان
پرهام جوجو
نچیر (مدینه)
شکلات (آریا)
مهرنما(مهران)
سیب کال(بیتا)
بی مرز ( فرزان)
نابخشوده (رضا)
افشین معشوری
فانوس به دستان
فرشته (گل یاس)
گیلانمهر (پامچال)
علی یگانه - انزلی
پریزاد( زهرا دهقان)
خوشه ماه (نرگس)
خدای من (نسرین)
ساحل حریر(نیوشا)
شیطنتها ( افشین )
یادداشتی (مرتضی)
JUDi's LIFE (جودی)
دنیای سنگی(بهنام)
توکالی (فرزین کارگر)
ققنوس باش(یاسی)
گیاه کوچک (باقرزاده)
چشم مخمور(مهدی)
کهکشان(شیرین بانو)
پنجره مهربانی(پروانه)
آخرین معشوق (سید)
گیله مرد ( عموگیلانی)
شکوفه صورتی(شکوفه)
یک شب مهتابی (فرگل)
گلهای همیشه بهار(بهار)
شهرشلوغ پلوغ (سعیده)
دوکلام حرف حساب (تورج)
سوزعشق (استاد نعمتی)
نقطه سر خط بعدی(نسیم)
زیبایی تغییرات(یوسف رضا)
یادداشت های یه آدم معلوم
کافی شاپ کلبه آبی نوشهر
Mojtaba Yeganeh (مجتبی)
خوشنویسی(استادطوفانی)
لحظه های ناب زندگی(مریم)
ماندستان امروز( آقای زارعی)
روزمرگی های متولد جوزا (آوا)
سرزمین سبز شمالی(صادق)
بی تو هرگز با تو بابات نمیذاره
اینجا چراغی روشن است (آیدا)
به دنبال رهایی از قفس(شکیبا)
وب نوشته های یک جراح(حمید)
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش
وب نوشته های یک دانشمند کوچک
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
نشستی با استاد عباس اخوین

دیروز استاد عباس اخوین مهمان شهر لاهیجان بود

این دو بیت رو به بچه های انجمن داده بود تا که ترکیب بزنیم و ببریم

خب استادان و دوستان ترکیب های مختلفی زده بودن و طبیعیه که همه تو مصراع دوم مونده بودن که چه ترکیبی زده شه

که یه عده " گنجیکه" رو به صورت پیوسته نوشتن و "ی" رو کشیده بودن

بعضی ها هم زرنگی کردن و تو مصرع دوم یه "ست" اضافه کردن تا که بتونن با مصرع اول جور دربیارن

یکی از استادا گ " گنجی" رو کشید که فک کنم اصلا معمول نیست

یکی دو نفرهم به قول معروف کلک رشتی زدن و  "جسمش " و " طلسمش " رو به صورت "جسم اش" و "طلسم اش " اجرا کردن

یکی از استادا هم تو مصرع اخر به جای باید "باشد" اجرا کرده بود و "ش" باشد رو کشیده بود که استاد اخوین همین که دید با کلی ذوق گفت هیچ کس "ش" باشد رو نکشیده بود و کشیده بجایی بود

و ازونجا که بنده زیادی تیزم گفتم که "استاد شما نگفتید که می تونیم شعرو تغییر بدیم شعر باید داره نه باشد"

و من تنها کسی بودم که مصرع دوم رو به این صورت ترکیب زده بودم

بودند کسانی که "س" طلسمش رو کشیده بودن

اما کسی به این صورت کشیده نداشت

البته من از استاد طوفانی نظرخواهی کرده بودم و ایشون پیشنهاد دادن

خلاصه در مورد ترکیب من فرمودند که مصرع دوم بسیار فکر بجایی بود که این دو کشیده رو داشته باشیم اما کاش جسمش رو هم می کشیدید

بماند که بیشتر دوایر کارم بد اجرا شده اما دیگه به اینا اشاره ای نکرد و تو دو بیت اخر فرمودن که کشیده های "نشین " و "چنین " باید یه اندازه باشن ولی من...

باقیشم مانشنیدیم بس که استاد اروم صحبت می کرد

بعد فیلمشو باس ببینم و ...



[ ]
+
روز زن پیش پیش مبارک :)
میگن ناصر الدین شاه هر وقت جلوی آینه می ایستاد می گفت :

چقدر خودمان از خودمان خوشمان می آید!!!

چه سنت قشنگیه که خودمون خودمون رو تحویل بگیریم

پیشاپیش روزمون مبارک

این اسمس رو مامان آریانا امروز برام فرستاد

جالب بود


                        پریروز                               دیروز                                  امروز

خدایا سپاس بابت این همه زیبایی


[ ]
+
گفت برخیز که آن خسروشیرین آمد

از این کوزه متاسفانه عکس دیگه ای در دسترس ندارم

قابل توجه دوستان خوبم فانوس و انسیه جون



[ ]
+
معلم تو را سپاس
برما در وصل بسته می دارد دوست
دل را به فراق خسته می دارد دوست
مِن بعد ، من و شکستگی در دوست
چون دوست دل شکسته می دارد دوست

این گلدان هم تقدیم به همکار امسال بازنشست سیب کال جونم - سرکار خانم فیلی -

دوستای خوبم

فرشته جون - شیرین بانوی مهربان - گیلانمهر عزیز - پروای گیلان - شکوفه خوبم -نسیم جون - آیدای مهربون - پروانه خوبم و بهار و بیتای عزیزم

روزتون مبارک 

خسته نباشید

همچنین سپاس و درود به معلم کلاس اول ابتدایی م - خانم اخوان رضایت - که خیلی دوست دارم ببینمش


[ ]
+
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز

نقشش به حرام ارخود صورتگر چین باشد

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود

کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد


[ ]
+
164

بنده دیگران مباش خدا تو را آزاد آفریده است - امام علی ع

یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

فریاد که عمر رفت بر بیهوده

هم لقمه حرام و هم نفس آلوده

فرموده  ناکرده سیه کرد دلم

فریاد زکرده های نافرموده


کارهارو سال 86 نوشتم

هنوز شکسته قبول نشده بودم

ناموزونیشو به بزرگواری خودتون ببخشید


[ ]
+
خدا

کودکی اندیشید که  :

خدا چه می خورد ؟

چه می پوشد ؟

کجا خانه دارد؟

ندا آمد :

غصه بندگانش را می خورد

گناهان بندگانش را می پوشاند

و در دل شکسته خانه دارد



[ ]
+
162

از همه اندوهگین تر کسی است که از همه بیشتر می خندد                 پل سارتر

این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند              وین دایر

من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام                            ناپلئون

هرگز زمانت را با کسی که آماده نیست زمانش را با تو بگذراند نگذران     مارکز

چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی مانند من رفتار کن                   کانت

خوشبختی شکاف این بدبختی است تا بدبختی دیگر                          چارلی چاپلین


پ ن : تولدت مبارک شیرین بانوی مهربان


[ ]
+
ماتریس متقارن ادبی

این شعر به صورت عمودی و افقی یک جور خونده می شه



[ ]
+
160

امروز رفته بودم پیش دوستم که یه جوجوی 1 ساله داره

هفته پیش رفته بودم جوجوش بهم توجه نمی کرد

ایندفعه ولی دلشو بردم و موقع اومدن زور اومد بغلم که باهام بیاد

مامانش تعجب کرده بود

منم قبلش که کلی جلو خودمو نگه داشته بودم که نبوسمش بالاخره بوسیدمشو

حالا هرچی می خوایم برگرده تا از لپش عکس بگیرم مگه برمی گشت

دلم براش تنگ شد

راستی این همون جوجویی یه که یه بار عکس از دستش گذاشته بودم که جوجو دستاشو خورده بود

اسمش آریانای فوجول خاله است

البته من تنها خاله شم چون مامانش ابجی نداره


[ ]
+
159

صمیمیت بیش از حد با خدا !


[ ]
+
158

این چه درختیه که اینقدشکوفه داده ؟

تولدت مبارک دوست گرامی ام


[ ]
+
157
توچشماش ی دنیا حرفه
 
به هر کسی می نگرم در شکایت است
در حیرتم دنیا به کام کیست؟!!!!!!!!!!!!!!

[ ]
+
156

نخست وزیر هلند هستن ایشون !

نمی دونید چقدر از این عکس خوشم اومد.خیلی باحاله نخست وزیرشون

اخه...


[ ]
+
سلامتی پسرخاله

 انگار یه ته مایه هایی از قیصر یا داش آکل داره، هیچوقت، هیچ چیز رو برای خودش نمیخواد، سخت هم کار میکنه، نسبت به همه هم مسئوله تا لحظه سال تحویل داره خونه رو جمع و جور میکنه، آخر هر قسمت هم مظلومانه میاد و یه اتفاق رو تعریف میکنه و میره!

 

یه کیک مسموم گنده رو و خودش تنها خورده بود که بقیه نخورن مریض بشن..
صبح زود.. تهنای تهنا
مجری گفت چرا ننداختی دور
گفت: گفتم خب مورچه ها میخورن - مورچه که نمیشه بهش سرم وصل کرد! :)
معرفتش همونیه که همیشه تو زندگیت حسرتش رو داشتی


[ ]
+
154

همیشه همه منتظر چراغ سبز نیستن
بعضی ها منتظر اینند که چراغ قرمز بشه....


[ ]
+
13بدر 91
دلنوشت

امشب این دل عجب حال و  هوایی  دارد ،
درتنهایی گپ زدن با در و دیوار صفایی دارد
همه رفتند از این دل ولی غصه نرفت
باز هم این یار قدیمی ...
چه وفایی دارد ....

 


[ ]
+
نوروز

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

ساعت ۸ و ۴۴ دقیقه روز سه شنبه اول فروردین ماه ۱۳۹۱

سال خوب و شادی رو برای همه ی دوستام آرزو دارم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است

اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است مسلما آن روز نوروز بوده است

مسلما بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز ، روز آفرینش است.

هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز و یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است .

مسلما اولین روز بهار سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن

و این همه یعنی نوروز


                                                  
دکتر علی شریعتی


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بهارم تولدت مبارک

مژده وصل تو کو کز سرجان بر خیزم

طایر قدسم و از هر دو جهان برخیزم

خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات

کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                                                         تقدیم به چشم عسلی م

برخیز که می رود زمستان

بگشای در سرای بستان

برخیز که باد صبح نوروز

در باغچه می کند گل افشان



[ ]
+
150- جشن نوروز خوانی در ارشاد لنگرود

کوزه منه ها رو سفره

پنجشنبه 25 اسفند 90

جای همه ی دوستانم اونجا خالی بود

همین چند عکسی هم که انداختم برای شما دوستان بود

شرمنده که نتونستم عکسای بهتری بگیرم

امفی تئاترش خیلی کوچیک بود ما در طبقه دوم بودیم و به صورت بچه محصلا باید خودمونو خم می کردیم رو سکوی جلومون تا بتونیم صحنه رو ببینیم

(دست مهندسش درد نکنه با این امفی تئاتر ساختنش )

راستی از شبکه سراسری پخش هم می شه ها

منتظر باشید


(قالبمو به طور موقت تغییر دادم تا تنوعی بشه - هم برا دوستان هم خودم)

 

برف نوشت:


 

یکشنبه ۲۸ اسفند ۹۰ ساعت ۸ و نیم صبح

تقریبا ۴۸ ساعت دیگه تحویل سال۹۱

شمارش معکوسمون با برف شروع شده


[ ]
+
149

بوقت گل شدم از توبه شراب خجل

که کس مباد  زکردار نا صواب خجل


[ ]
+
148
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند

عشق بورز به آنها که دلت را شکستند

دعا کن برای آنها که نفرینت کردند 

درخت باش بر غم تبرها

پرواز کن به کوری چشم خفاشها

بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالاست

(شعر نمی دونم از کیه )


[ ]
+
تولد بعضیا
در پس هر گریه ...
من بر این ابری که این سان سوگوار

اشک بارد زار زار

دل نمی سوزانم ای یاران ، که فردا بی گمان

در پی این گریه می خندد بهار

ارغوان می رقصد از شوق گل افشانی

نسترن می تابد و باغ است نورانی

بید، سرسبز و چمن ، شاداب ، مرغان مست مست

گریه کن! ای ابر پربار زمستانی

گریه کن زین بیشتر ، تا باغ را فردا بخندانی!

گفته بودند از پس هر گریه آخر خنده ای ست

این سخن بیهوده نیست

زندگی مجموعه ای از اشک و لبخند است 

خنده ی شیرین فروردین

بازتاب گریه پربار اسفند است

ای زمستان ! ای بهار!

بشنوید از این دل تا جاودان امیدوار :

گریه امروز ما هم ، ارغوان خنده می آرد به بار


رفتم تو فاز فریدون مشیری


[ ]
+
تبسم
غم دنیا نخواهد یافت پایان

خوشا در بر رخ شادی گشایان 

خوشا دل های خوش ، جان های خرسند

خوشا نیروی هستی زای لبخند

خوشا لبخند شادی آفرینان

که شادی روید از لبخند اینان

نمی دانی - دریغا- چیست شادی

که می گویی: به گیتی نیست شادی

نه شادی از هوا بارد چو باران

که جامی پر کنی از جویباران

نه شادی را به دکان می فروشند

که سیل مشتری بر آن بجوشند 

چه خوش فرمود آن پیر خردمند

وزین خوشتر نباشد در جهان پند

اگر خونین دلی از جور ایام

" لب خندان بیاور چون لب جام"

به پیش اهل دل گنجی ست شادی

که دستاورد بی رنجی ست شادی

به آن کس می دهد این گنج گوهر 

که پیش آرد دلی لبخند پرور

به آن کس می رسد زین گنج بسیار

که باشد شادمانی را سزاوار

نه از این جفت و از آن طاق یابی

که شادی را به استحقاق یابی

جهان در بر رخ انسان نبندد

به روی هر که خندان است خندد

چو گل هر جا که لبخند آفرینی

به هر سو رو کنی لبخند بینی 

چه اشکت همنفس باشد چه لبخند

زعمرت لحظه لحظه می ربایند

گذشت لحظه را آسان نگیری

چو پاپان یافت پایان می پذیری 

مشو در پیچ و تاب رنج و غم گم

به هر حالت تبسم کن ، تبسم !

پیشیه چه ملوس متبسمه


فریدون مشیری


[ ]
+
قلم توتم من است
قلم توتم من است ، توتم ماست ، به قلمم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه ی خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش برمی آید سوگند...

که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه ی زرش نمی بخشم ، به سرانگشت تزویرش نمی سپارم 

دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشم هایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم ...

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم

به جان او سوگند که جان را فدیه اش می کنم ، اسماعیلم را قربانیش می کنم به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می خورم ، به فرمان او ، هر جا مرا بخواند ، هرجا مرا براند ، در طاعتش درنگ نمی کنم.

قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، ودیعه مریم پاک من است ، صلیب مقدس من است ، در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، زرخرید یهود نمی شود ، تسلیم فریسان نمی شوم.

بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند به چهار میخم کوبند تا او که استوانه حیاتم بوده است صلیب مرگم شود شاهد رسالتم گردد گواه شهادتم باشد تا خدا ببیند که به نامجویی بر قلمم بالا نرفته ام تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره ی گوشت حرام توتمم ننشسته ام ...

هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ؛ توتم من، توتم قبیله ی من قلم است

قلم زبان خداست ، قلم امانت آدم است ، قلم ودیعه ی عشق است ، هر کسی توتمی دارد 

و قلم توتم من است
و قلم توتم ما است.

حرفهای ناتمام - دکتر علی شریعتی


[ ]
+
جاقلمی
تولدت مبارک بی تای بی همتای من
از ولنتاین تا جشن سپندارمذگان
دوستان تاحال توجه کردید این شکلکه لوچه؟
چشاشم سبز یا آبیه


[ ]
+

گوشه ای کو که به کام دل خود یکساعت
گریه ای سر دهم و پیرهنی پاره کنم
روز محشر چوبپرسند که خون تو که ریخت
آه حسرت کشم و سوی تو نظاره کنم


[ ]
+